240
توصيف حال دردناكم و زجه زدن ثانيه هاى زندگيم واس گذشتن آسون نى،
يه وقتايى نميدونم خوبم، بدم، چمه !! مث يه جنازه ك لبخند رو لبش محو نميشه، اون جنازه اى ك سلولاش تجزيه شده ولى لبخَندش نه!!
من شايد يه ديووونم، يه ديوونه ك با خودش حرف ميزنه،قهر ميكنه، ميخنده، كلنجار ميره
آره ديوونم ك صداى نفس هاى تو هنوزم ب گوشم ميرسه،..
نميدونم اين يه توهمه، يا رويا يا واقعيت!
ولى هرچى ك هس ..
فقط بگو به من
بگو كه منو ميشنوى، بگو كه حرفامو ميخونى، بگو كه دستمو ول نكردى..
بگو هنوز باهامى! ❤

+ تو ك آسون ازم ميگذرى، عين يه كاغذ مچالت ميكنم
+ تو ك منو درك نميكنى ، برو به دَرَك !!
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر ۱۳۹۲ ساعت 1 توسط مریـَـم
|
♥ دلگرفت های دخترکِ دل نازکِ قصه ها . .