243
خسته ام. شکسته ام. پنهان شده ام پشت قهقهه ها. درد میکشم.
گویی عادت کرده ام به تلخی این روزها،
خاطرات مغزم را می خورند. زجر آور است این روزهای خاکستری
غرق شده ام در اشک های شبانه، در تاریکی. در تنهایی. در بی کسی.
این ازدحام هرلحظه تنهایی ام را به من یادآوری می کند.
من دیگر هیچ نیستم . من رو به پایانم..
من همانم که نمی تواند از یاد ببرد. نمی تواند با دردها زندگی نکند.
نمی تواند تلقین هایی ک به خوردش داده اند را بالا نیاورد!
من ..

+ به همین زودی/ سیروان خسروی
+ گریه هاـی من بی دلیل است، می گویند دیوانه ام.
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر ۱۳۹۲ ساعت 17 توسط مریـَـم
|
♥ دلگرفت های دخترکِ دل نازکِ قصه ها . .