Lonely Girl
 
ازمن مپرس چقدر دوستت دارم....

از من نپرس چقدر دوستت دارم....

اينجا در قلب من حد و مرزي براي حضور تو نيست

به من نگو که چگونه بي تو زيستن را تمرين کنم

مگر ماهي بيرون از آب ميتواند نفس بکشد

مگر مي شود هوا را از زندگيم برداري و من زنده بمانم

بگو معني تمرين چيست ؟

بريدن از چه چيز را تمرين کنم ؟

بريدن از خودم را ؟

مگر هميشه نگفتم که تو هم پاره اي از تن مني ...

از من نپرس که اشکهايم را براي چه به پروانه ها هديه مي دهم

همه مي دانند که دوري تو روحم را مي آزارد

تو خود پروانه ها را به من سپردي که ميهمان لحظه هاي بي کسي ام باشند

نگاهتت را از چشمم برندار مرا از من نگير ...

هواي سرد اينجا رو دوست ندارم

مرا عاشقانه در آغوش بگير که سخت تنهایم...........

 

                    Lonely Girl

     مرگ آن نیست که در خاک سیاه دفن شوم
 
                               مرگ آن است که از خاطر تو با همه ی خاطره ها محو شوم ...
 
 
 
 
Sad Girl